تبلیغات
love - نگفتن وپشیمانی

love

عشق واقعی افسانه نیست





دفعه اول تو کوچه دیدمش گفت: داداشی میای بازی کنیم؟

بعد اینکه بازیمون تموم شد گفت: تو بهترین داداش دنیایی..


وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشمم همش اونو میدید

و میخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم، دوسش دارم؛ اما اون گفت: تو بهترین داداش دنیایی..


وقتی ازدواج کرد من ساقدوشش بودم بازم گفت: تو بهترین داداش دنیایی..

و وقتی مرد من زیر تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه میتونست حرف بزنه می‌گفت: تو بهترین داداش دنیایی.


چند وقت بعد وقتی دفتر خاطراتشو خوندم دیدم نوشته:

عاشقت بودم، دوستت داشتم؛ اما می‌ترسیدم بگم. برا همین میگفتم تو بهترین داداش دنیایی!!


قابل توجه بعضی دوستان

نوشته شده در 1390/12/23 ساعت 01:29 ق.ظ توسط davood نظرات |